سلام بر دوستان گلم كه منو تا اين لحظه تنها نگذاشتن
خدمت دوستاني كه در اين مدت مرا ياري كردن عرض مي نمايم كه اين وبلاگ بزودي حذف خواهد شد و اين وبلاگ به نام اشك انتظار تغيير نام داد دوستاني كه مايلند با من در ارتباط باشند به وبلاگ جديد من ( www.ashkentezar.blogfa.com ) مراجعه نمایند و مرا با آرا و نظرات خود ياري نماييد
به اميد ديدار در وبلاگ جديد من منتظر حضور سبزتان هستم
حق پشت و پناهتان
نوشته شده توسط مهدی در بیستم مهر 1387 ساعت 8:50 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم
دوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارمدوستتدارم

نميخوام از آسمون ماهو برات بيارم
نميخوام عکستو رو ستاره ها بذارم
نميخوام براي چشمات هرچي گُله بچينم
نميخوام باز تو رو تو خواب گُلا ببينم
ميخوام برات بميرم
نميخوام توي رويا سوار ابرا بشم
تو دشت آرزوها باز با تو تنها بشم
نميخوام داشتن تو واسه من آسون بشه
نعمت با تو بودن بازم فراون بشه
ميخوام برات بميرم
نه نميخوام بهار شه
من عاشق پاييزم
پاييز ميشه عاشقتر واسه تو اشک بريزم
نه نميخوام فکر کني
که عاشقيم يه حرفه
اگه يه وقت نباشي
آب ميشه مثل برفه
ميخوام برات بميرم
براي اوّلين بار اجازه هم نگيرم
ميخوام برات بميرم
نوشته شده توسط مهدی در چهاردهم شهریور 1387 ساعت 5:52 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
تو مي تواني دوستي مرا نپذيري . مي تواني مرا از خود براني . مي تواني روي از من بگرداني و براي
هميشه مرا از ديدار خود محروم كني ... منهم مي توانم تو را نبينم . مي توانم روز ها و شبها بدون ديدار
تو بسر برم . مي توانم چشمانم را از سر راه تو بگردانم و به سوي تو خيره نشوم . مي توانم زبانم را
وادارم تا نام تو را بر خود جاري نكند .
مي توانم گوشم را از شنيدن آهنگ صدايت بي نصيب نمايم . ولي ....قلبم.... او ديگر در اختيار من
نيست . او تا زنده ام بياد تو خواهد طپيد او در درون خود بخاطر تو خواهد ناليد.
مگر ترانه هاي آسماني عشاق و سرودهاي ملكوتي دلباختگان بگوش تو نمي رسد؟
تمام هستي من ، چرا دوستم نمي داري؟
وسيله اي جز رابطه اي كه قلب ها را به يكديگر نزديك مي كند ندارم. تصور مي نمايم كه گه گاه به كمان
احساسات كسي كه مدتهاست او را فراموش كرده اي پي ببري و اندكي او را بخاطر بياوري.
نمي دانم آيا سزاوارم كه به اين دستاويز اميدوار باشم؟
مگر نمي گفتي قلب تو جايگاه عشق و آرزوي منست؟
مگر نمي گفتي نگاه تو مرا به بهشت مي رساند؟
مگر نمي گفتي زندگاني خويش را براي تو مي خواهم؟
پس چه شد؟ چرا در تاريكي زندگي رهايم ساختي؟
فرشتگاني كه سوگند عشق و وفاداري ترا شنيده اند هنوز با انديشه هاي من بازي مي كنند. بلبلاني كه
در كنار دلهاي ما نغمه سرائي كرده اند هنوز در گوشه و كنار زمزمه مي كنند و بر دل دور افتاده من سلام
مي گويند.
راستي ، آن همه لطف و پاكدلي به كجا رفت؟ چرا سعادتي كه بر هستي من سايه افكنده بود ، بدين
زودي در تاريكيهاي سرشك و اندوه پنهان گرديد؟ مگر ممكن است دليكه به نور عشق و فضيلت ، گرمي و
روشني يافته است بدين زودي سرد و خاموش گردد؟
آيا بياد مي آوري آن روزهاي گذشته و آن عهد و پيمان هايي را كه دلهاي ما را بهم پيوست ؟ بدانگونه كه
اگر كسي مي گفت اين رابطه را روزگار برهم مي زند ، بر او مي خنديديم. مگر تو بمن نمي گفتي كه
زندگي را دوست مي داري زيرا من زنده ام ؟
از آنچه بر ماگذشته تو را چيزي نمي گويم....ولي متاسفم بر آن نهالي كه با چه اميدهايش كاشتم و
چون زمان گلش ، در رسيد آن گل را باد سوزاني خشكاند. آري غنچه عشق ما نشكفته پژمرده شد. اگر
فرشته مي تواند آدمي را كيفر كند اين منتهاي شدت كيفر است.
اي كاش گذشته را فراموش مي كردم و به دلخوشي پيشين باز مي گشتم . آيا بياد مي آوري آن روز را
كه مي گفتي تو اين لبخند را از لبان فرشته ربوده اي ؟ اينك كجايي كه ببيني آن لبخند چه بر سرش
آمده.
خداحافظ
امروز ديگر تو را ترك خواهم گفت . اصرار نكن ديگر نمي مانم. بعد از اين همه كه مرا آزردي حالا در اين
دقايق آخر با من مهرباني مي كني؟
اين اشكهاي گرم و سوزاني كه در چشمانم غلتانست با تو چه مي گويند و از من چه مي خواهند؟ جز
اينكه تنها وفاداري را آرزو مي كنند؟ ولي من آنها را مايوسانه از خودم مي رانم چون وفايي در تو نميابم.
آري مي روم
خداحافظ . دوست دارم دور از تو جان بسپارم تا صداي قهقه خندهايت را بگوشم نشنوم.
بگذار بروم و از تو فرسنگها دور باشم . نمي دانم به من چه خواهند گفت در حاليكه با دلي شكسته و
پريشان باز مي گردم و با تو چه خواهند كرد آن ناز و عشوه هايي كه تو را مجذوب كرده است. بر دل ها
آتش مي زني اما باز گناه را به من نصبت خواهند داد و تقصير را بر گردن من خواهند نهاد . راست است
كه يك دل و يك عشق تو را كافي نيست. توبايد دلها بسوزي . بدبخت من ، كه جز يك دل و يك عشق
نداشتم.
خداحافظ ، گريه نكن كه باور نمي كنم مرا دوست بداري . شايد اين اشكها بخاطر تنهايي باشد ولي
نترس تو را تنها نمي گذارند . اين من هستم كه بايد بگريم . تنها من هستم كه جز تو ندارم ، و تو هم مرا
نمي خواهي .
من بايد آه بكشم و اشك بريزم ولي كجا در تو اثر خواهد كرد؟ مي خواهم بروم ديگر اين سوگندها كه در
پيشم ياد مي كني و قسم ها كه پي در پي بر زبان مي آوري نخواهد توانست مرا از رفتن باز دارد .
فراق تو برايم زياد سخت است زياد ، ولي بيش ازاين تاب بي وفايي و بي مهري هايت را ندارم. كجا برايم
عزيز و دوست داشتني تر از كنار تو بود اگر با من كمي مهربان مي بودي؟ حال كه مرا دوست نمي داري ،
حال كه با من بي وفايي مي كني ، حال كه من پناه گاهت نيستم ، حال كه.... ديگر خداحافظ .
آن زمان كه دوستمان مي داشتند ، دوستشان نداشتيم. آن زمان كه قدرمان را مي دانستند ، قدرشان
را ندانستيم و آن زمان كه ما را گرامي مي داشتند ، گراميشان نداشتيم . و حال كه به قدر و ارزششان
پي برديم آنها هستند كه ما را ترك خواهند گفت . زيرا كاسه صبر هر چه قدر هم كه بزرگ باشد سرانجام
روزي لبريز خواهد شد.

نوشته شده توسط مهدی در بیست و سوم تیر 1387 ساعت 11:38 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
يک مسافر تنها درحوالي جاده
مثل پنجره،دلباز،مثل سايه ها:ساده
بي خيال از دنيا ، با تبسمي شيرين
آمده پر از احساس ، دل به زندگي داده
واي از اين باران ! قصه گوي سال هاي بي حضور
که با وسواسي شگرف حلقه هاي دلبستگي را خيس مي کنند
آنقدر خيس تا لبريز شوند ناگهاني تر از آمدنت ، مي روي
بي بهانه من مي مانم و باران هاي بي اجازه
قلب عاشقي که سپاس گذارت مي ماند تا ابد ، متشکرم که به من فهماندي که:
چقدر مي توانم دوست بدارم و عاشق باشم بي توقع باور کن ، بي توقع!
دارم به تو فکر مي کنم فقط فکر مي کنم اما تمام لحظه ها پر مي شود ، از سطرهاي عاشقي
همراه خوب و ساکت من ، سلام
موسيقي زنده ، ساده و بي کلام من
دوست دارم
***بدون توقع***
به نام عشق
باران گرفته مثل هميشه و ....
نوشته شده توسط مهدی در بیست و پنجم خرداد 1387 ساعت 12:50 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
بايد بگريم
در آسمان چشمانم بايد به دنبال ابرهاي باران زايي بگردم تا اميدم را به
گريستن از دست ندهم. اگر نتوانم بگريم پس ديگر چرا بايد چشماني
داشته باشم كه ببينند.
در دنيائي كه زندگي مي كنم كمتر چيزي را در آن مي يابم كه خداوند
آن را آفريده باشد هر آنچه هست من و همه آنها كه ناخداي اين روزگار
دون هستند آفريده اند. من بايد بگريم آيا كسي هست من را ياري كند؟!
مي ترسم خزان اميدم زودتر از فصل تابستان برسد و من كه هنور در
بهار رؤياي آينده اي كم بي نورتر هستم چرا بايد اين قدر زود به سردي
بگرايم.
روزي و روزگاري ماهي بود كه هر چه چاق تر مي شد چشمهاي
بيشتري را معطوف به خود مي داشت تا آنجا كه دايره گردونش پر شد و
رفت رو به لاغري، ديگر كسي برايش افسوس نخورد، آنقدر باريك شد كه
از چشمها ناپديد شد و حالا بايد به دنبالش بگردي. راستي چشمان
شما اشك ميريزند؟ چه خوب!
بچه كه بودم حرفهائي مي خواستم بزنم كه الان مي زنم و اين حرفها را
هزار سال بعد نيز خواهم گفت درست مثل سالهاي پر از پائيز زندگيم كه
بارها از اين حرفها زده ام ولي چه سود؟ هيچ! هيچ! به آن خدائي كه
مي پرستيد در آنچه مي گويم نه حرف تازه اي است و نه سود اندكي.
چقدر آنها كه تواني براي اشك ريختن ندارند سردند و زردند و تاريك و
سياهند و خاموش و كثيفند و زالوي و زاعند. حرفهايش زوزه گرگ است
و لبخند هاشان مكر روباه و چشمانشان به جغد مي ماند. بيچاره جغد!.
من بايد گريه كنم و الا ديگر گريه را از ياد خواهم برد حتي دم مرگ هم
نخواهم گريست حتي آنزمان كه برايم مي گريند من مات و خشك بي
روح و يخ با نگاه بسته تنها زل مي زنم به آينده آتشي كه نور ندارد و تنها
مي سوزاند.
چه زيبا بود اگر باز مي گشتم هنوز فرصت هست بايد به خود تكاني داد
و بايد دستي بر كنده زانو زد بايد يا علي گفت بايد خورشيد فرو رفته در
غروب نااميدي را بيرون كشيد و به او دستور داد كه بايد دوباره بتابد.
آهاي خورشيد تو بايد بتابي تو براي من خلق شده اي اگر براي من
نتابي پس برو، نيا، تباش، هيچ نتاب بر هيچ كس بر هيچ چيز. يكي بيايد
دهانم را بگيرد كه فرط سردي، انديشه دارد يخ مي زند حرفهائي كه
همه جنون است نكند الان بميرم!
قطره اشكي آمد خوش آمد كجا بودي عزيز من چرا اينقدر دير؟ كو بقيه؟
نكند تنها تو آمده باشي آها؟ تنها آمدي؟ چرا تنها؟ قبلترها وقتي بارشت
شروع مي شد امان نمي داد، نوشتن را مختل مي كرد ولي حالا آنقدر
كوچكي كه حتي نمي چكي؟ چكه كن چكه كن گونه ام را ببوس از لبان
فرود بيا بريز بر دامانم بريز! تو را بخدا اينقدر كم نباش من بايد بگريم اين
كه گريه نيست آب چشم است شايد در چشمانم چيزي رفته باشد؟!
من بايد بگريم و الا خواهم مرد.

نوشته شده توسط مهدی در ششم خرداد 1387 ساعت 11:12 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
چه غريبانه ميگريست آن شب بي تو تکه ابري که سکوت وجودم رو
فهميد و چه غريبانه خنديدم آن روز که بي تو مرگم را فهميد
-------------------------------------------------------------------------------
اگر دنياي ما دنياي سنگ است بدان سنگيني سنگ هم قشنگ است
اگر دنياي ما دنياي درد است بدان عاشق شدن از بحررنج است اگر
عاشق شدن پس يک گناه است دل عاشق شکستن صد گناه است
-----------------------------------------------------------------------------
اگه ديدي تو آسمون هيچ ستاره اي نيست ناراحت نشو خودم حاضرم تا
صبح برات چشمک بزنم تا بشم تک ستاره ي دلت
-------------------------------------------------------------------------------
پروردگارا به من بياموز دوست بدارم کساني را که دوستم ندارند ..
عشق بورزم به کساني که عاشقم نيستند...بگريم براي کساني که
هرگز غمم را نخوردند...به من بياموز لبخند بزنم به کساني که هرگز
تبسمي به صورتم ننواختند... محبت کنم به کساني که محبتي درحقم
نکردن
-------------------------------------------------------------------------------
سوختم باران بزن شايد تو خاموشم کني / شايد امشب سوزش اين
زخم ها را کم کني
آه باران من سراپاي وجودم آتش است / پس بزن باران بزن شايد تو
خاموشم کني
-----------------------------------------------------------------------------
دبير فارسي بودم نامت را اولين غزل از صفحه کتابها مي نهادم
اگر دبير جبر بودم عشق مجهول تو را بر قلب معلوم خودم بخش ميکردم
تا معادله محبت پديد آيد
اگر دبير هندسه بودم ثابت مي کردم که شعاع نگاهت چگونه از مرکز
قلبم گذشت
-------------------------------------------------------------------------------
دوستي شايد عشقست که ميسازدو ميسوزد و شايد ترانه ايست که
هر دم آوايش در دل جاريست ليکن هر جه هست زيباست
-------------------------------------------------------------------------------
خون که قرمزه رنگ عشقه / اما اشک که بيرنگه درد عشقه
-------------------------------------------------------------------------------
هرگز براي عاشق شدن، به دنبال باران و بهار و بابونه نباش.
-------------------------------------------------------------------------------
گاهي در انتهاي خارهاي يک کاکتوس به غنچه اي مي رسي که ماه را
بر لبانت مي نشاند
-------------------------------------------------------------------------------
از جلو گل فروشي رد شدم ديدم زيباترين گلش نيست sms زدم ببينم
کجايي
-------------------------------------------------------------------------------
ميدوني چرا وقتي گريه ميکني چشمت رو مي بندي؟
وقتي ميخواي بخندي،وقتي ميخواي کسي رو ببوسي وقتي ميخواي تو
رويا بري چشمت رو مي بندي؟
چون قشنگترين چيزاي اين دنيا ديدني نيستند
-------------------------------------------------------------------------------
آرزو مي کنم:
زندگي مال تو….مرگ مال من
راحتي مال تو….گرفتاري مال من
شادي مال تو…..غم مال من
همه مال تو ولي تو مال من
-------------------------------------------------------------------------------
يه روز دل تصميم مي گيره سنگ شه تا ديگه عاشق نشه ميره و سنگ
مي شه و ميره قاطي سنگ ها اما اونجاهم عاشق يه سنگي ميشه
-------------------------------------------------------------------------------
مي دوني زيباترين خط منحني دنيا چيه ؟ لبخندي که بي اراده رو لبهاي
يک عاشق نقش مي بنده تا در نهايت سکوت فرياد بزنه : دوستت دارم
-------------------------------------------------------------------------------
در عرض يک دقيقه مي شه يک نفر رو خرد کرد... در يک ساعت ميشه
يک نفر رو دوست داشت و در يک روز فقط يک روز مي شه عاشق شد
ولي يک عمر طول مي کشه تا کسي رو فراموش کرد
-------------------------------------------------------------------------------
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي
انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد
کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن،
کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن
و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا مي يابي
-------------------------------------------------------------------------------
چشماتو دايورت كردي رو قلبم خيالي نيست حداقل از رو ويبره درش بيار
تا اينقدر دلمو نلرزونه
-------------------------------------------------------------------------------
عشق مثل آب ميمونه.....که ميتوني توي دستت قايمش کني..آخرش
يه روز دستت رو باز ميکني ميبيني نيست... قطره قطره چکيده بي انکه
بفهمي.. اما دستت پر از خاطره است
-------------------------------------------------------------------------------
تکيه بر دوست مکن محرم اسرار کسي نيست ما تجربه کرديم کسي
يار کسي نيست
------------------------------------------------------------------------------
عشقم را نثار تو کردم...اما نپذيرفتي. عشقم را به تو هديه کردم آن را
دور انداختي، زندگيم را وقف تو کردم اما در کنارم نماندي، کاش روزي آن
را برگرداني!
-------------------------------------------------------------------------------
من ياد گرفته ام: مهم نيست كه در زندگي چه داري، بلكه مهم اينست
كه چه كسي را داري


نوشته شده توسط مهدی در پانزدهم اردیبهشت 1387 ساعت 3:18 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

سلام بر دوستان گلم که منو در هر صورت تنها نمیذارن ممنون از حسن نظرات و حس سلیقتون که منو حقیر را شرمنده می کنین خواهش آن را از شما دارم که در بازذید از این وبلاگ در بخش نظر سنجی هم شرکت نمائید تا در بهبود مطالب این وبلاگ نظرات شما هم دخیل باشد ازحسن توجهتون ممنون
فهرست اصلی
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY
time
music